حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

324

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

در تاريخ رجال ايران در قرن دوازدهم ، سيزدهم و چهاردهم هجرى ، دربارهء رويارويى سيد حسن على خان ( على شاه يا آقا خان محلاتى ) با حكومت محمد شاه قاجار چنين آمده است : « در زمان سلطنت محمد شاه قاجار ، هرج‌ومرج در تمام نقاط ايران حكمفرما شده بود و اين به دليل بيمارى شاه و صدرات حاج ميرزا آقاسى از يك طرف و اختلافات موجود در آن زمان با بريتانيا به خاطر افغانستان ( ولاياتى كه قبلا بخشى از ايران بوده است ) و تحريكات و تحركات دشمنانه نسبت به ايران از طرف ديگر ، بوده است . در اين زمان رژيم در تمامى نقاط ايران از هم پاشيده بود . انگليسىها تلاش مىكردند تا با ايجاد حكومت‌هاى كوچك و ضعيف ، بين روسيه و هند فاصلهء طولانى ايجاد كنند تا از اين رهگذر هند هم از جانب همسايگانش به دليل ضعفشان ، در امان و هم از مرزهاى روسيه به دور باشند . نقشهء آنها اين بود كه ولايتهاى خراسان ، فارس ، خوزستان ، كرمان و بلوچستان را به ولايتهاى مستقلى تبديل كنند ، همچنانكه اين كار را در افغانستان انجام دادند . امكان اجراى اين نقشه در برخى مواقع خصوصا در مواقعى كه ايران در هرج‌ومرج و آشوب بسر مىبرد ، فراهم مىشد اما مجريان اين نقشه در هربار با موانع معينى روبرو مىشدند . حتى در دورهء صدارت حاج ميرزا آقاسى ، انگليسىها موقعيت را براى اجراى نقشه‌هايشان مناسب ديدند و از اين جهت آقا خان خشمگين را به شورش وادار كردند . علل متعددى براى شورش آقا خان ذكر شده است از جمله روابط او با انگلستان و وعدهء آنان به او كه حكومت مستقل كرمان و بلوچستان را از آن او خواهند كرد . علت ديگرى كه براى شورش آقا خان ذكر شده است ، ناخوشنودى او از اوضاع و عشق بىنهايتش به جاه و آرزويش براى داشتن منصب‌هاى بالا در حكومت و از اين بالاتر دستيابى